امیر ابوالفضلامیر ابوالفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

زیباترین هدیه خدا*امیرابوالفضل*

اولین عکس با لباسای زمستونیت

سلام پسملیم اینم اولین عکس با لباسای زمستونیت وقتی برا اولین بار پالتوتو پوشوندم خیلی ذوق کردی و اما ماجرای این عکس       این پوستر روی دیوار مطب دکترته خیلی دوستش داری وقتی میبینیش شروع میکنی به خندیدن و باهاش حرف زدن حرف زدن با صدای بلند مامان قربونت بشه عسلم اونقده ناز از خودت یه چیزایی میگی همه توی مطب بهت خیره میشن و با ذوق نگات میکنن دنیای من    شیرینتر از جونم     با تمام وجودم دوستت دارم ...
23 آبان 1391

اولین هفته از 7ماهگیت

سلام پسرم گلم ملوسکم فدات بشم گل باغ زندگی ما    امیرم توی این ١هفته حسابی شیطون شدی و اما ماجراهای این ١هفته... مادر جونینا رفته بودن شمال تقریبا ٤روز رفته بودیم خونشون تا بیان مادر جون هر روز چند بار زنگ میزد و جویای احوالاتت بود تا اینکه به سلامتی برگشتن برات از شمال شال و کلاه خیلی قشنگ خریده بود مادری دستت درد نکنه عاشق میزغذاخوری مادر جونینا هستی وقتی همه دور میز میشینیم تا غذا بخوریم بال بال میزنی که تو رو هم بذاریم روی میزو اونوقته کههههههههه شیطونیات شروع میشه اگه بتونی با دستت اون چیزی که میخای برداری که هیچ وگرنه اگه دستت نرسه شروع میکنی با پات لگد میزنی به اونی که میخای تو لگد میزنی و ما میخندیم بعد مادر جون یه...
21 آبان 1391

آغاز 7ماهگیت مبارککککککککککککککککک

سلام پسرم قند عسلم    7ماهگیت مبارکککککککککککک فدات بشم امروز به سلامتی وارد 7 ماهگی شدی وااااااااااااااااای چی بگم از کارای بامزه ت شیطونیهای بانمکت امیرم معنای بابا و مامان رو کامل میدونی و وقتی میگیم بهمون نگاه میکنی تتی پاپی رو خیلی دوست داری و بعد از چند قدم شروع میکنی به دویدن البته به کمک ما راه نرفته میخای بدوی   عاشق خنده هاتم وقتی میخندی روی  لپات چال میوفته قربونت بشم مننننننننن حریره وسرلاک رو کامل میخوری میخام برات سوپ رو شروع کنم هرچی از قشنگیات بگم باز کم گفتم دوستت داریم بی نهایت و در پایان شعر من وبابایی ومادری که هر روز برات میخونیم به زبان ترکی امیر بالا ناز بالا   داددی بالا ...
15 آبان 1391

کارای جدیدت

سلام عشقم نفسم جونم  قربونت بشم پسملم جونم برات بگه این چند روز حسابی شیطون شدی کلمه های   دا    ما    دد   رو قشنگ میگی تازه از دیروز بهت یاد دادم وقتی میگم جیز به بخاری نگاه میکنی و خودتم میگی جییییز  اونوقته که من از خوشحالی غرق بوسه ات میکنم واییییییییییییییییییییی میخام فدات بشم دندونات کم کم دارن درمیان   دیروز وقتی مادر جون رو تختت نگه داشته بود  ٢تا از گلهای روی دیوار رو با موفقیت پاره کردی و با شادی جیغ زدی امیرابوالفضلم دنیامی و دیوونتم عکسای این چند روز رو توی پست بعدی برات میذارم ...
11 آبان 1391

اولین کلمه!!!!!!!!!!!!!

سلام عزیزم پسر گلم دیروز برای اولین بار گفتی   ما   اونم با صدای بلند    نمیدونم شاید منظورت مامان بود   اونقده کیف کردم که نگو  فدات بشم عسلم کلی ذوق کردم  این روزها تقریبا هر روز یه ادای جدید از خودت درمیاری و کلی ذوق میکنیم                     خدایا شکککککککککککرت به خاطر هدیه شیرینی که بهمون دادی    شکککککککککککککککرت اینم چند تا عکست ...
20 مهر 1391

شیطنتهای جدید

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام نفسم امیر جونم جند روزی ماشاا... خیلی شیطون شدی  راستی مثل اینکه میخای دندون دربیاری چون فقط بهونه گیری میکنی و اذیت میدی دیروز برا چند ثانیه گذاشتمت روی تشک بازیت تا برم آشپزخونه و برات شیر درست کنم که یهووووووووووووووو... جیغ زدی   با عجله اومدم پیشت دیدمت تشک بازی رو برگردوندی روت و داری با خنده هات ابراز موفقیت در خرابکاری و ترسوندن من میکنی  بعد هم شروع کردی به بال بال زدن که بیا منو بردار اینم عکساش  قربون شیطنتات بشم منننننننننننننننننننن ...
17 مهر 1391