امیر ابوالفضلامیر ابوالفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

زیباترین هدیه خدا*امیرابوالفضل*

اولین هفته از 7ماهگیت

1391/8/21 16:31
نویسنده : مامان امیر
344 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرم گلم ملوسکم فدات بشم گل باغ زندگی ما    امیرم توی این ١هفته حسابی شیطون شدی و اما ماجراهای این ١هفته...

مادر جونینا رفته بودن شمال تقریبا ٤روز رفته بودیم خونشون تا بیان مادر جون هر روز چند بار زنگ میزد و جویای احوالاتت بود تا اینکه به سلامتی برگشتن برات از شمال شال و کلاه خیلی قشنگ خریده بود مادری دستت درد نکنه عاشق میزغذاخوری مادر جونینا هستی وقتی همه دور میز میشینیم تا غذا بخوریم بال بال میزنی که تو رو هم بذاریم روی میزو اونوقته کهههههههههزبانشیطونیات شروع میشه اگه بتونی با دستت اون چیزی که میخای برداری که هیچ وگرنه اگه دستت نرسه شروع میکنی با پات لگد میزنی به اونی که میخایتعجبتو لگد میزنی و ما میخندیم قهقههبعد مادر جون یه کم برنج میریزه جلوت و تو باهاشون بازی میکنی وبا اون دستای ناز و کوچیکت هی میکوبی روی میزو اونوقته که میخام قورتت بدمممممممبغل و اما یه ماجرای جالب یه شب که مادر جون داشت تردمیل میرفت با دقت نگاش میکردی برا امتحان گذاشتیمت روش تا ببینیم چیکار میکنی البته با سرعت اروم  ودر کمال ناباوری مثل ادم بزرگا شروع به راه رفتن روش کردی تعجبو هممون غرق خنده و حیرت شده بودیممتفکر ماشاا... پسر باهوشم ماشاا...  کلا دوست داری کارای ادم بزرگا رو انجام بدی چیزی که دکترت هم گفتتشویقافرین پسرم

دیروز با مادری بردیم واکسنتو زدیم بمیرم براتناراحتخوب برا سلامتیت لازمه عسلم من و بابایی به نوبت تا صبح بیدار بودیم و تبت رو کنترل میکردیم الحمدا.. تب ت شدید نبود و امروز خوبه خوب شدی 

راستی از سوپهایی که مادری برات درست میکنه و با اشتهای تمام میخوریشخوشمزه یادم رفت بگم خیلی دوست داریش    و از تتی پاپی رفتنت بگم که پاهات با تمام قوات میکوبی زمین و خیلی با نمک راه میری راستی خاله شبنم و ترنم جونم از تهران برگشتن دلمون براشون خیلی تنگ شده  زبان امیر ابوالفضلم هر روز خدا رو هزاران بار شکر میکنم چون تو فرشته عزیز رو بهمون داد تو زیباترین هدیه خدایی   و اینم عکسای این چند روزمدل جدید خوابت!!!!!!در حال خوردن آهنت با شیطونی هر چه تمام!!!!!شال و کلاهی که مادر جون برات گرفتهدر حال شیطونی روی میز غذا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان سبحان جون
21 آبان 91 17:04
http://koodakeman91.niniweblog.com/post563.php ,F ;,N; LK RSLJ KZVHJA
مامان ترنم کوچولو
22 آبان 91 10:24
الهی که من فدات شمعزیزک شیرینم .دوستت دارم فراوون[مرسی ما هم دوستتون داریم
مامان ترنم کوچولو
22 آبان 91 17:18
با عکس آپیم