کارات و شیطنتات در آخرین روزهای 8ماهگی
سلام عزیزترینم....
و اما کارای بامزه ای که میکنی
١)انگشت شصتتو میذاری رو بینی من یا هر کی دوست داری و بیب میکنی
اونقده بانمک انگشت ناز کوچمولوتو میذاری همونجاست که انگشت نازتو میخولم
٢)دستتو به طرف هرچی که میخواییش دراز میکنی و دستتو بازو بسته میکنی یعنی اونو میخوامش
٣)وقتی آیفون زنگ میزنه بال بال میزنی میدونی کسی داره میاد خونه مامان فدات بشه 
٤)خوردن نون رو با دست گرفتنش خیلی دوست داری سوپ اش تخم مرغ موز سیب لیمو شیرین حریره سرلاک برنج ماست بیسی (بسکوییت مادر) میخوری
٥)هر چی دم دستت باشه محکم پرتش میکنی 
٦)عاشق بازی کردن با قابلمه ای!!!!!!!!!!!
٧)خوابیدنت نسبت به قبلن ها خیلی بهتر شده راحتتر میخابی رو پاهام با تکون تکون یا تو بغلم فکرشو بکن کیف میکنم وقتی تو بغلم میخوابی یه جور حس زیبا و عجیبی بهم دست میده قابل وصف نیست
کلمه های ماما و بابا رو تقریبا میگی همه رو میشناسی من و بابارو مادری و بابا جونو دایی رو
٨)بیشتر دوست داری توی اشپزخونه بازی کنی
٩)هر روز یه تیکه از دریای روی دیوار اتاقت رو که خودم درستش کردم پاره میکنی خیلی دوست داری
١٠)دوست داری عینک دایی عطا رو از چشمش در بیاری
و باهاش بازی کنی
فدات بشم عسلم پاره تنم روز به روز ماشاا.. بزرگتر و بانمکتر میشی و خوردنیتر امیرم از اینکه مادرت هستم به خودم میبالم ازاینکه فرشته ای چون تو رو دارم به خودم میبالم و روزی هزاران بار خدا رو شکر میکنم


کارات و شیطنتات در آخرین روزهای 8ماهگی
