امیر ابوالفضلامیر ابوالفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

زیباترین هدیه خدا*امیرابوالفضل*

امیرم تآخیرمو ببخش

سلام گل پسرم بالاخره اینترنتمون بعد ازچند ماه درست شد فدات بشم ببخش عکساتو از١٦ماهگی نذاشته بودم فعلا عکسای ١٨ و ١٧ماهگیتو گذاشتم پستهای عکسای ١٦ماهگی و ١٩ماهگیتو هم کامل میکنم انشا... امیرم بهنرینم خیلیییییییییییییییییییییی دوستت دارم فعلا بای
4 دی 1392

عکسهای 18ماهگیت

  پسر گلم گوشی تلفن رو برده انداخنه توی ماشین لباسشویی !!!!!!!!!!!!  وقتی ازت پرسیدم کجا گداشتی دویدی سمت ماشین لباسشویی و درش آوردی خوش تیپ مامان عاشق باغ هستی( امیر و مادر در باغ بابا جون) اینجا تب کرده بودی شدید   ...
4 دی 1392

خاطرات 16 ماهگیت

سلام گل پسرم قند عسلم تاج سرم 27 ام ماه مرداد مادر جونو و باباجون رفتن مجارستان  پیش دایی سینا برای ما 1ماه ندیدنشون خیلی سخت بود از ما بیشتر برای تو که بهشون عادت کردی سختتر بود روزای اول واقعا خیلی خیلی اذیتشونو میدادی مدام بهونه میگرفتی و گریه میکردی بار اول که رفتیم به خونشون سر بزنیم واااااااااااای نگو دنبالشون تو خونه گشتی صداشون میکردی و از این اتاق به اون اتاق وقتی دیدی نیستن گریه ای سر دادی که نگو و نپرس برای همین دیگه بابایی خودش تنها میرفت به خونه سر میزد و به گلها اب میداد وقتی باهاشون حرف میزدی یا با اینترنت میدیدیشون خیلییییییییییییییی خوشحال میشدی خلاصه تا بیان پدر مارو دراوردی روز 1شهریور هم که روز پزشک بود با یه دسته ...
27 آذر 1392

آغاز19ماهگیت مبارک(با تاخیر)

سلام بهترینم و زیباترینم اغاز 19 ماهگیت مبارک باشه گلم نازگلم 20ام آبان با بابارضا رفتیم و واکسن18ماهگیتو زدیم و تاپایان6سالگی راحت شدی نفسم روز اول که دیروز بود تب کردی و پاتو نمیتونستی زمین بزاری الهی من بمیییییییییییییییرم برات امروزم اییییییییی کم وبیش باز اذیت و نق وبهونه  اما خوب خدارو شکر نسبت به دیروز خیلی بهتری فدات بشم این 2روز فقط توی بغلم بودی بغل کس دیگه ای رو هم قبول نمیکنی الانم خونه مادرینا هستیم مادرینا فردا  نزری دارن هر سال مادرجونینا روز تاسوعا غذا میپزن و پخش میکنن قیمه قیمه های مادرجونم که دیگه نگوووووووووووو حرف نداره خدا قبول کنه خدا نذر همه رو قبول کنه الهی آمین  هر سال محرم که میاد یه حس عجیبی...
21 آبان 1392

علت تاخير ٢ماهه!!!!!

سلام عزيزترينم. سلام فرشته زيباي من. اول ازت معذرت ميخام كه حدود٢ماه نتونستم به وبت سر بزنم اخه اينترتنمون قطع بود و ماشاا اونقده شيطون شدي كه حتي وقت نكردم از اينترنت مادرجونينا هم به وبت بيام. واااااااي يه دنيا برات حرف دارم از شيطنتات شيرين زبونيات از اتفاقهايي كه توي اين مدت افتادهو كلي خبراي ديكه الان عزيز دل مامان توي ١٨ماهكي. هستي. معذرت ميخام با كلي تاخير.١٧ ماهكيت و بععععععد. ١٨ماهكيت مبارك نازم. اميرم انشاا زود زود با عكسا و ماجراهاي اين ٢ماه ميام وبت. از همه دوستاي نازنينم كه اين مدت بهمون سر زدن و جوياي ما بودن ممنونم
28 مهر 1392