امیر ابوالفضلامیر ابوالفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

زیباترین هدیه خدا*امیرابوالفضل*

امیرم در دهه اول 12ماهگی

1392/2/1 0:20
نویسنده : مامان امیر
451 بازدید
اشتراک گذاری

سلام شیطونکم

اگه بگم چه شیطونیهایی میکنی خودت تعجب میکنیتعجب

عاشق نمازی تا بابا جون یا بابا رضا یا هر کدومه ما میخاییم نماز بخونیم فوری میای میشینی پیشمون اول با مهر بازی میکنی بعد میری به سجده آخ فدات بشم منننننننننننننننننننننننننن بعدشم میری از پشت هلمون میدی یعنی زود باشید خم بشید برید سجدهزبان

اینجا   برا اولین بار با نی آبمیوه خوردی اینم عکسش  اونقده ذوق کردممژه خودت خیلی خوشت اومده بودخوشمزه قبلا هر چی بهت ابمیوه میدادم نمیخوردی اما حالا با نی قشنگ میخوری نوش جونت عزیزم

امیرم یه بار اشپزخونه بودم داشتم برات شیر میگرفتم یه هو دیدیم داری از روی مبل بهم دالی میکنی از ترس سکته کردماسترس دویدم اومدم پیشت دیدم شیطونک مامان قابلمه ای که داشتی بازیش میدادی رو گذاشتی زیر پات و رفتی بالای مبل چشمکخدا رحم کرده بوداوه اینم عکسش

عاشق خنده های مدل جدیدتم چشماتو میبندی و مثل موش کوچولو میخندی اینجوری

قربونت بشم نازم

 

برا اولین بار چسب کفشاتو خودت بستی اینجوری امیرم

عاشق بازی با کیف ارایشمی خیلی دوسش داری بازش میکنی و لوازمه توشو بازی میدی

 

همچنان عاشق بازی با جارو برقی هستی و اکثر وقتا جارو برقی وسط حاله

٢٤فروردین برا اولین بار عصری با مادر جون و من رفتیم پارک وااااااااااااای همچین ذوق کرده بودی که نگو به خصوص از دیدن اون همه بچه خیلی خوشحال بودی سوار موتور شدی اینم عکساش البته میبینی که حواست فقط پیش بچه هاست

اینم عکس اولین خطی که خودت رو کاغذ کشیدی مدادو خودکار خیلی دوست داری و نوشتن رو کاغذ رو هم دوست داری آفرین پسر نازم

 

این لباسارو خاله شبنم برات از تهران گرفته دستتون درد نکنه خاله جون مهربونم راستی امیر جان همینجا باید برات بگم که خاله شبنم واقعا برا من مثل خواهره  و من خیلییییییییییییییی دوستش دارمقلب

 ٣٠اردیبهشت برای اولین بار مسافت تقریبا ١.٥متری رو بدون کمک راه رفتی واااااااااااااااااااای نمیدونی هممون چه ذوقی کردیم خودتو که دیگه نگو فکر کنم ٢٠باری اون مسافت رو رفتی و برگشتیمژه قدمهایت همیشه استوار و پابرجا عزیزم

وقتی چیزی رو میخوای گم کردی با دستات حالت کووو رو نشون میدی فدات بشم نازکم

جدیدا دوست داری با ناخنت گچ دیوار رو خراش بدی و وقتی خرده های گچ میریزه کیف میکنی ای وروجک شیطونم اینم بقیه کارات به روایت تصویر

عاشق ماستی

امیر در حال نگاه کردن به کلاغها!

مثل همیشه باید زیر تمام اسباب بازیهاتو بررسی کنی!

اینم چند تا عکس از اتاقت

بیشتر ماهیهایی که خودم درست کرده بودم پاره کرده بودی منم چون وقت نمیشه چند تا حاضریشو گرفتم چسبوندم

خلاصه برات بگم     روزبه روز عاشقترت میشم ای نفسم برای زندگی  امیرم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

علامه كوچولو
1 اردیبهشت 92 8:44
قربونش برم
عجب وروجكي شده ماشاءالله
خدا حفظش كنه
ببري مسابقه ماستخوري حتما اول ميشه


مرسی عزیزم خدا پسملی شما رو هم حفظ کنه