عشقی از جنس بلور
سلام دنیای من سلام فرشته زیبای من
امیرم میخام از حس زیبایی که نسبت بهت دارم برات بگم حسی که با هیچ چی عوضش نمیکنم وقتی صورت ماهت رو میبینم وقتی خنده های شیرینت رو میبینم انگار بهشت رو بهم میدن وقتی با اون صدای قشنگت منو صدام میکنی و میگی مااااااااماااااااااان انگار بهشت رو بهم میدن روزی صدها بار میبوسمت شاید هم بیشتر وقتی اون دستا و پاهای تپلیت رو میبوسم عششششششششششششششق میکنم در عجبم چه جوری تونستم اون٩ماه رو صبر کنم تا تو بیای روزی هزاران بار توی ذهنم صورتت رو مجسم میکردم خیلی عجله داشتم تا ببینمت وااااااااااااای اولین باری که دیدمت و بغلت کردمت رو هیچ وقت از یادم نمیره بهترین لحظه عمرم بود امیرم حاضرم جونمو فدات کنم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارم بابا رضا هم خیلی دوست داره عاشقته یا بهتر بگم دیوونته وقتی از سرکار خسته میاد و تو میدویی جلوش و میگی بابااااااااااااااا همه خستگیش از تنش بیرون میره نازگلم مادر جون وباباجونم خیلییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارن با جرات میتونم بگم تو رو بیشتر از من که دخترشونم دوستت دارن داییها هم که همیشه هر جای دنیا که باشن جویای حالت و شیطونیهاتن و خیلیییییییییییییی دوستت دارن
تو گل زیبای زندگی ما هستی زندگی پر از عشق و محبتی که با اومدن تو زیباتر هم شد تو همه وجود مایی تو برکت و روشنایی خونمونی به قول مادر جون تو زیباترین نعمت و هدیه خدایی نمیدونم الان که این مطلب رو میخونی چند سالته امیرم پاره تنم قلبم خون توی رگهام بدون که عاشقانه و با تمام وجودمون دوستت داریم 


عشقی از جنس بلور
