عکسهای دهه دوم و سوم 11ماهگی
سلام بهترین و زیباترینم فدات بشم
کارایی که توی این ٢٠روز یاد گرفتی
از پله های خونه مادرجونینا بالا میری
دیگه هر وقت از رورورکت خسته میشی خیلی راحت میای پایین و من از ترس سکته میکنم چون کار خیلی خیلی خطرناکیه به همین خاطر دیگه زیاد رورورکت نمیزارمت
مادر جونینا ١٥ام از مسافرت برگشتن و باز مثل همیشه با یه عالمه سوغاتی شرمنده مون کردن
و ما همچنان بساطمون به خاطر شما خونشونه
چون هم مادرینا نمیزارن بریم میگن پیشمون باشید هم شما دوست داری اینجا باشیم
از موقع بیدار شدنت چشماتو باز نکرده میگی دردر
با انگشت نازت بیرونو نشون میدی و میگی دردر
٢ الی ٣ قدم بدون کمک میتونی راه بری
بوس کردن یاد گرفتی وقتی میگیم ما رو ببو س با اون لبهای کوچمولوت همچین ناز بوس میکنی که میخام بخورمت
بازی توی حیاط رو خیلی دوست داری
تا مورچه میبینی با انگشتت لهش میکنی
دوست داری پشت فرمون ماشین بشینی میگیریش و قان قان میکنی عسلممممممممممممممم ای جااااااااااااانم
وقتی تشنه میشی میگی آبه یعنی آب
فدات بشم که روز به روز بزرگتر و بانمکتر و البته شیطونتر میشی اینم عکسای این ٢٠روز...







فدات بشم یه لحظه اروم نمیشینی که 






شیرینتر از جانم زندگی با تو برایم معنای دیگری پیدا کرده امیرم عاشق تو و عاشق تک تک لحظه ی های ناب با تو بودنم


عکسهای دهه دوم و سوم 11ماهگی
